چگونه مندائیان از حقوق خود به عنوان یک اقلیت دینی محروم شدند؟


شاید برایتان این سئوال مطرح شده باشد که چگونه مندائیان از حقوق خود به عنوان یک اقلیت دینی محروم شدند؟ همه جریان به سال ۵۸ و تدوین قانون اساسی بر می گردد. در آن سالها در حالی که نام دین های زرتشتی، كلیمی و مسیحی به عنوان «تنها» اقلیت های دینی شناخته شده در پیش نویس قانون اساسی آمده بود٬ نام مندائیان از قلم افتاده بود. همان روزها مندائیان سعی کردند با افرادی که در خبرگان قانون اساسی حضور داشتند مذاکره کنند و نام «صابئین» را به این لیست اضافه کنند. عده ای از مندائیان به تهران رفتند و سعی کردند هم از نمایندگان اقلیت های دینی دیگر کمک بگیرند و هم آنکه خود مستقیم با آقای بهشتی و دیگر اعضاء مجلس خبرگان قانون اساسی مذاکره کنند. نمایندگان اقلیت های دینی از طریق طرحی که دکتر بیت اوشانا نماینده اقلیت مسیحیان آشوری/کلدانی ارائه شده بود درخواست کردند که نام «صابئین» در قانون اساسی ذکر شود. آقای بنی صدر رئیس جمهور وقت نیز درخواستی داده بود که این موضوع بررسی شود. علاوه بر آن هیئت های مندائیان نیز مذاکره مستمری در این زمینه داشتند.

بنابر این درخواست ها٬ مجلس قانون اساسی هیئتی چهار نفره شامل آقایان حجتی کرمانی٬ مکارم شیرازی٬ موسوی جزایری و یزدی را مسئول رسیدگی به موضوع اعلام می کند. آقای مکارم شیرازی در جلسه ای که این موضوع به بحث گذاشته می شود عنوان می کند که «مطالعات زیادی تقریبا در دو سه ساعت انجام گرفت و بعد از آنکه روی تمام جوانب مطلب مطالعه کردیم به اینجا رسیدیم که اگر ما بخواهیم منابع اسلامی٬ کتاب و سنت و فقه اسلامی و تاریخی که در دست ما است درباره روش معامله مسلمانان با گروه صابئین قضاوت صحیحی بکنیم٬ نمی توانیم طبق منابع اسلامی اینها را بعنوان یک گروه جدا از آن چهار گروه بشناسیم...اینها شعبه ای از یهود و یا شعبه ای ار مسیحیت یا مخلوطی از عقاید هر دو گروه می باشند...پس اگر بخواهیم عادلانه در اینجا رفتار کنیم ..آنها می توانند خودشان را در یکی از این دو گروه جا بدهند» (جلد اول صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهائی قانون اساسی٬ صفحه ۴۹۴). این موضوع باعث اعتراض برخی نمایندگان می شود. فاتحی از نمایندگان معترض توضیح می دهد که چون نام صابئین در قران آمده است باید در قانون اساسی جزو اقلیت ها شمرده شوند. آیت الله سبحانی به این موضوع اعتراض می کند: «...اینکه ایشان می فرمایند در قران نام اینها آمده٬ نامهای دیگر هم آمده است. مثلا والذین اشرکوا دلیل نیست که آنها اهل کتاب هستند...پس نه دلیل شرعی داریم و نه آمدنشان در قران دلیل بر اهل کتاب بودنشان هست.» (همان٬ ص ۴۹۵). آقای بهشتی٬ نائب جلسه مجلس٬ اما جمع بندی را اینگونه اعلام می کند که چون «هموطنان عزیز صابئی مذهب ما که بسیار خوش خلق و دوست داشتنی و دارای رفتار بسیار مطلوب در منطقه سکونت شان» هستند٬ درخواست آنها بررسی شد اما بنا بر بررسی ها نام آنان نمی تواند در قانون اساسی ذکر شود. 

و اینگونه بود که نام این اقلیت دینی بر مبنای یک مطالعه عمیق «دو سه ساعته» در قانون اساسی نیامد و موجبات آزار و اذیتی تاریخی برای این مردم شدند. در این چند دهه مندائیان با مشکلات فراوانی روبرو بودند. آنها از بسیاری از حقوق خود محروم بودند و همانند بهشتی که در مقام نائب رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی سعی کرد با ذکر نام خوش از کنار تبعیضی که بر آنها رفته است بگذرد٬ در این سالها بسیاری از مسئولان آمدند و رفتند و همان رویه را در پیش گرفتند. و شاید تعجب کنید اگر به شما بگویم که اگر مسلمانی یکی از مندائیان را بکشد٬ حکم قصاص که در «مجازات اسلامی » ذکر شده است درباره او اجرا نمی گردد و مکارم شیرازی تا همین الان معتقد است خوردن و آشامیدن از دست آنها مشکل دارد. اینگونه است که ادعای عدالت می کنیم و دیگران را محکوم می کنیم. در طی چند سال گذشته شمار زیادی از مندائیان شهر و دیار خود را ترک کردند و به کشورهای دیگر پناهنده شدند تا از شر تبعیض دینی در امان باشند.

عقیل دغاقله