فضای مجازی گفتمان ساز یا پناهگاه


عقیل دغاقله

 

در طی سالهای اخیر فضای مجاز یکی از مهمترین تغییرات عمده در فعالیت مردم غیر فارس بوده است. اما سئوالی که وجود دارد این است که  آیا فضای مجازی می تواند زمینه ساز ظهور گفتمان جدیدی برای فعالان غیر فارس (و اینجا مردم عرب منظورم است) باشد یا خیر؟ 

پاسخ من خیر است. فضای مجازی قادر نیست گفتمان جدیدی را حداقل در کوتاه مدت ایجاد کند. فضای مجازی گرچه می تواند به قدرت مردم به حاشیه رفته بیفزاید (در ادامه این نکته را توضیح خواهم داد)  اما این افزایش قدرت به گونه ای نیست که توان شکل گیری یک گفتمان جدید را داشته باشد.چرا؟ به این دلیل که گفتمان محصول قدرت و معادلات قدرت است. خارج از معادلات قدرت ما می توانیم یک دستور العمل یا نوشته داشته باشیم٬ اما تا زمانی که آن دستور العمل و نوشته نتواند خود را با واقعیت بیرونی٬ با پشتوانه اقتصادی و سیاسی پیوند بزند و در عالم واقع قدرت کسب کند به گفتمان بدل نخواهد شد. 

 اجازه دهید که با یک مثال موضوع را پیش ببریم: در طی سالهای گذشته به دلیل تحریم ها٬ اختلافات سیاسی در سطوح بالای جامعه٬ کاهش در آمد حکومت٬ و فشارهای خارجی٬ قدرت نهاد دولت در ایران به شکل موثری کاهش یافت. این کاهش قدرت در کنار ظهور فضای مجازی  و از بین رفتن سلطه یکدست رسانه های دولتی٬ نهاد دولت را به شکل موثری تضعیف کرده است. ضعف و ناتوانی دولت باعث شده است که در بسیاری از زمین ها عقب نشینی نسبی و گشایش حداقلی ایجاد شود. همین موضوع به قوت گرفتن گفتمان های به حاشیه رفته منجر شده است٬ اما گفتمان جدیدی خلق نکرده است. بلکه گفتمان های به حاشیه رفته سابق پر رنگ تر به صحنه بازگشته اند. 

به دلیل نادیده گرفتن این ناتوانی فضاهای مجازی در خلق گفتمان های جدید است که  در بسیاری از اتاق های واتسابی بحث ها و استراتژی های شبانه در زندگی واقعی به جایی نمی رسند و  ناکام می مانند. به قول یکی از دوستان «ما از شب تا صبح در اتاق های واتسابی در حال تدوین استراتژی و گفتمان سازی  برای روز بعد هستیم و روز بعد تا لنگ ظهر می خوابیم٬ گویی بحثی در کار نبوده است». این صحبت درست است٬  و این موضوع به ضعف کنشگران بر نمی گردد٬ چرا که گفتمان های واتسابی توانایی تبدیل شدن به امر واقع را ندارند. ظهور گفتمان جدید تنها در میدان های واقعی زندگی و تحت تاثیر مغناطیس های قدرت شکل می گیرد و  سخت است که حالت دیگری را متصور بود.

فضای مجازی اما گرچه نمی تواند به خلق گفتمان های جدید منجر شود٬  پیامدهای مثبت فراوانی برای مردم غیر فارس در پی داشته است. من فضای مجازی را بیشتر یک پناهگاه می دانم. 

اولین کارکرد این پناهگاه آرامش است. به ما آرامش می دهد که گفتمان ما گر چه به حاشیه رفته است٬ اما ما هنوز هستیم و در کنار همدیگر آن را حفظ خواهیم کرد. این پناهگاه ما را از تنهایی در می آورد. در بسیاری از غرفه های مجازی علاوه بر بحث های گرم و جدی٬ جک و خنده و شوخی هم رواج دارد. حمایت اجتماعی نیز وجود دارد. بنابراین این پناهگاه ها در زمانی که «عالم بیرونی» با گفتمان رسمی اشغال شده است و گاهی ظهور و بروز در آن خطرناک است٬ بسیار حمایتی و لذت بخش است. 

علاوه بر آن ویژگی پناهگاه این است که در انتظار آینده است. مردم به پناهگاه نمی روند که آنجا بمانند. بلکه به پناهگاه می روند تا زمانی که فرصت یافتند بیرون بیایند. ما و گفتمان هایمان نیز در این پناهگاه حضور داریم و شعله امید را به نسل های بعد منتقل خواهیم ساخت. و منتظریم. این انتظار یک ویژگی اساسی است. و مهمتر از آن  به میزانی که  گفتمان رسمی درعالم بیرونی  به دلایل مختلف عقب نشینی می کند٬ گفتمان هایی که در عالم مجازی محصور مانده اند آن فضاها را تصرف خواهند کرد.

این پناهگاه ها همچنین محل حفظ و التیام  غرور هویتی ماست. پناهگاهی که در آن می توانیم غرور و هویت خود که مدام از سوی ناسیونالیسم ایرانی تحقیر و جریجه دار می شود را ترمیم کنیم. در این پناهگاه هاست که یاد می گیریم در برابر نژادپرستی چگونه ایستادگی کنیم و چگونه با آن مبارزه کنیم. در این پناهگاه هاست که یاد می گیریم از نژادپرستی نهراسیم و خدعه آن را نخوریم و یاد می گیریم که چگونه با فوبیای ترس که مخلوق صد سال سرکوب خشونت آمیز است کنار بیاییم. یاد می گیریم که هسته درونی خود را به تدریج ظاهر سازیم و نترسیم که ما را با انواع برچسب های نژادپرستانه نوازش کنند. کنار هم از خاطرات تلخ خود می گوییم و هنر مقاومت را از همدیگر یاد می گیریم .

علاوه بر آن فضای مجازی یک نوع سیستم مقاومتی است که هژمونی رسانه ای دولت را ناکارآمد کرده است.  شایعات٬ اخبار غیر دقیق و به استهزاء گرفتن اخبار رسمی جنبه ای مستمر از مقاومت است که ماشین رسانه ای دولت را از کار انداخته است. این استراتژی برای مردمی که راه و ابزار دیگری ندارند منحصر به فرد است. دولت میلیاردها تومان هزینه می کند٬ اما گفتمان رسمی اش در برابر سیستم شایعات و اخبار جسته و گریخته در فضای مجازی  به زانو در می آید. این ناکارآمد کردن هژمونی رسانه ای دولت٬ تا زمانی که نهاد دولت موسسه ای عادلانه و بی طرف نباشد٬ یکی از میوه های پر برکت فضای مجازی است. البته پیش از این نیز سیستم شایعات و بی اعتمادی به رسانه های دولت در میان عامه مردم غیر فارس منظم٬ قوی و حساب شده کار می کرد.  اما با آمدن فضای مجازی این سیستم شایعات کارآمدی بهتری پیدا کرده است

علاوه بر آن تا چندسال قبل مردم عرب برای یک رسانه نوشتاری در به در در راهروهای  وزارت ارشاد و وزارت کشور به دنبال لابی بودند. هزینه نظارت وسانسور را می پرداختند تا بلکه یک هفته نامه با تیراژ ۵۰۰ نسخه را دریافت کنند. برای هفته نام شورا که یادم است همان ۵۰۰ نسخه تیراژ نیز بر روی دکه ها می ماند. اما اکنون این هژمونی شکسته است. دیگر تنها رادیو و تلویزیون و گفتمان رسمی نیست که روایتی از واقعیت به ما می دهد٬ بلکه مردم به حاشیه رفته نیز اکنون می توانند روایت های خود را بسازند و آن را منتشر سازند و در سایه بی اعتمادی به رسانه های دولتی این شبکه های اجتماعی هستند که عمدتا برنده خواهند بود. 

نکته مهم دیگر کاشتن بذر امید است. سالیان سال است که دولت از طریق نیروهای مختلف خود می خواهد عنوان کند که کار تمام شده است و روایت های رقیب را نابود و مضمحل کرده است. اما این شبکه های اجتماعی به شکل مستمر باعث می شوند که بر این استنتاج خط بطلان کشیده شود. اهمیت این خط بطلان و خدشه بر روایت دولتی در این است که باعث می شود٬ مردم غیر فارس که  در سایه تبلیغات مستمر نهاد قدرت ممکن بود احساس یاس کنند و زانوی تسلیم بر زمین بزنند٬ با دیدن حراک قوی در شبکه های مجازی خود به واحدهای مقاومتی  تبدیل شوند. 

نکته دیگر این است که فضای مجازی در طی سالهای اخیر امکان شکل گیری  شبکه های واقعی را فراهم آورده است. در شرایطی که دولت تمامی نهادهای و مکان های  ممکن برای گردهم آمدن را از بین برده است فضای مجازی به بدیلی مهم و موثر در ساخت وگسترش شبکه های اجتماعی بدل شده است. این شبکه های اجتماعی هم صدای مردم به حاشیه رفته را بلند تر کرده است و هم آنکه به آنها قدرت بیشتری در مقاومت گفتمان مسلط داده است. این شبکه های اجتماعی همچنین می توانند زمینه ساز واکنش های سریع در برابر اقدامات ستم آلود دولت را فراهم کنند و زمینه اعتراض های مدنی باشند. واکنش های اعتراضی مانند اعتراض به انتقال آب و اعتراض به پدیده ریزگردها نمونه های دم دستی هستند که نشان می دهند در لحظه ای که افکار عمومی منزجر شده است چگونه این شبکه های اجتماعی می توانند به عنوان هماهنگ کننده یک اعتراض مدنی عمل نمایند. 

 اما واقعیتی که باید حواسمان به آن باشد این است  که بین فضای مجازی ( همانگونه که از نام آن پیداست) و واقعیت بیرونی جامعه گپ و شکافی عمیق وجود دارد. فضای مجازی گرچه قدرت مردم به حاشیه رفته را به شکل معنا داری افزایش داده است٬ اما در صورت تمرکز صرف بر این حوزه می تواند ما را از عالم واقع باز دارد نیاز داریم که درهای این پناهگاه ها را به  بیرون را باز نگه داریم و دائم بین پناهگاه های خود و بیرون تردد کنیم.